
هموطن گرامي آيا مي دانستيد لذت بوسه در تاريکي ده ها برابر بوسه در روشنايي است؟؟؟؟ (وزارت نيرو)
يه نفر ميره آمپول بزنه , آمپول زن ميپرسه چپ يا راست ؟ طرف ميگه آقا تو رو خدا سياسي اش نكن , وسط بزن


















ترک ما کردی برو هم صحبت اغیار باش با ما چون نیستی باهرکه خواهی یار باش
بعضیا با غصه پیرن بعضیا با غم رفیقن... بعضیا از بس عزیزن هرگز از دلها نمیرن!!

مرا با نقش نگاه تو پیوندی است
میان آیینه های غبار گرفته
بین یک مسیر همیشگی
که سر شار عطر یک خاطره شد
تو در قاب خاطراتم هنوز همچون گذشته می مانی
مثل وقتی که به انتها رسیدم
و تو بودی که برایم بهانه ای برای آغاز شدی
برای خیسی چشمانم باز هم ترانه بخوان
به هر صدایی که می گذرد از اینجا
می سپارم صدایم را
شاید که روزی آهنگ تنهاییم را
کسی یا چیزی برایت به ارمغان بیاورد . .


















خدا جون وقتي منو نقاشي مي کردي زيبا نقاشي کردي ؛ ممنون سالم نقاشيم کردي ؛ ممنون ولي آخه چرا خدا جون تنها نقاشيم کردي؟















آنقدر اسم تو را زمزمه کردم که لبم سوخت اما نام تو را توبه نکردم جگرم سوخت
وقتي که رفتي هم روحم سوخت هم جيگرم . با رفتنت دوگانه سوزم کردي















عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني سر به دار اويختن عشق يعني اشک حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن















نگاهي كردي و از خود نگرانم كردي
نگران ،پيش نگاه دگرانم كردي
من نظر باز نبودم،تو به يك چشم زدن
در چراگاه نظر،چشم چرانم كردي















سيه چشمي به كار عشق استاد
به من درس محبت ميداد
مرا از ياد برد آخر،ولي من
به جز او عالمي را بردم از ياد















به اميد نگاهت ايستادن
به روي شانه هايت سر نهادن
مرا خوش تر از اينها آرزو نيست
لبان خوشگلت را بوسه دادن















مدامم مست ميدارد،نسيم جعد گيسويت
خرابم ميكند هر دم فريب چشم جادويت
منو باد صبا،مسكين ،دو سرگردان بي حاصل
من از افسون چشم مست و او از بوي گيسويت..















اي شمع آهسته بسوز كه شب دراز است ، اي اشك آهسته بريز كه غم زياد است
































بخشید لنگه کفش من خونتون جا نمونده ؟
.
.
.
.
.
از طرف سیندرلا
.
.
.
.
( طرح پیدا کردن شوهر !)
















تو که میدونی من زیاد به خیابون ها وارد نیستم میشه بگی باید از کدوم طرف قربونت برم؟
















شما مذکر هستید یا مونث؟
برای دانستن جواب پایین را نگاه کنید
.
.
.
.
.
.
.
.
.
با هوش!! این پایینو نمی گم که !!
















ميدوني شباهت تو با باغچه چيه؟
.
.
.
هر دو تون کرم داری
















من حسین هستم معروف به (( پدرام و شهرام )) (( بچه شمال گرگان )) ((۲۵ سالمه )) خوشحال میشم که در خدمت شما عزیزانم باشم امیدوارم که از دیدن این وبلاگ کاملا لذت ببرید .
برای تمامیه دختر و پسرهای نازنین آرزوی موفقیت میکنم در تمام مراحل زندگی . دوستون دارم عزیزانم . ![]()
![]()
![]()


چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي
مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي
شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پاهايت را براي همراهي
مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز
مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش

پرسيد: به خاطر کي زنده هستي؟ با اينکه دوست داشتم باتمام وجود
داد بزنم به خاطر تو ، بهش گفتم: به خاطرهيچکس ...
پرسيد پس به خاطر چي زنده هستي؟ با اينکه دلم داد مي کشيد
به خاطر تو ، با يه بغض غمگين بهش گفتم: به خاطرهيچکس ...
ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟
در حالي که اشک تو چشماش جمع شده بود گفت:به خاطرکسي که به خاطرهيچ زندست

تو را مانند دريا دوست دارم

بخند اي غنچه گلزار هستي

كه من خنديدنت را دوست دارم

به باغ خاطره اي لاله سرخ

تو را تنهاي تنها دوست دارم


اینجا هوا قدر نگاهت سرد سرد است
دیوارهای قلب من از خشت درد است
اینجا کسی دنبال عشق و عاشقی نیست
هرکس که دل سنگین تر از ما هست مرد است
اینجا به مردم رنگ شادی پشت کرده
رنگ آسمان شهر ما همواره زرد است
اینجا غریبی جزئی از این زندگانی است
این زندگانی هم خودش از خویش طرد است
با که گویم که بی تو تابم نیست 
آن گیاهم که آفتابم نیست 
به کدامین ستاره شکوه کنم 
که شبم هست و مهتابم نیست 
کاش می آمدی و میدیدی 
کز تب دوری تو خوابم نیست
با خیالت نمیتوانم خفت
تا خیال تو هست خوابم نیست
نغمه چون سر کنم که میبینم 
دیگر آن شور و التهابم نیست 

سر به روي شانه هاي مهربانت ميگذارم
عقده ي دل ميگشايد گريه ي بي اختيارم
از غم نامردمي ها بغض ها در سينه دارم
شانه هايت را براي گريه كردن دوست دارم
شانه هايت را براي گريه كردن دوست دارم
بي تو بودن را براي با تو بودن دوست دارم
خا لي از خود خواهي من برتر از آلايش تن
من تو را والاتر از تن برتر از من دوست دارم
عشق صدها چهره دارد چشم تو آيينه دارش
عشق را در چهره ي آيينه ديدن دوست دارم
در خموشي‘ چشم ما را قصه ها و گفتگوهاست
من تو را در جذبه ي محراب ديدن دوست د ارم
در هواي ديدنت يك عمر در چله نشستم
چله را در مقدم عشقت شکستن دوست دارم
ماهی شده بود باورش
تور اگه بندازن
![]()
میشه عروس ماهی ها
شاه ماهی میشه همسرش
آخه باورش نبود

